|
علمی ادبی سیاسی
|
صبح ها..... من و هزار راه نرفته
.
.
.
و روز سكوتي ست در برابر زندگي.
دقيقا چرا؟
اشتباه كجا بود
.
.
دقيقا در همين لحظه زندگي ارزش و جذابيتي نداره.
بي قراري هاي من بار ديگر مشتي محكم بر دهن خوابم زد
.
.
خرداد ...
من دل سخت گرفته ست از این......
هر چقدر بزرگتر می شویم آرزوهایمان کوچکتر
.
.
آرزو دارم فکر کنم فردای نیست و زندگی همین امروز است.نمی خواهم کاری بیشتر از نگاه کردن به آسمان انجام دهم
چیزهایی هست که نمی شود گفت ،میدانی چرا؟چون نمیدانی چیست،اما هستند، چیزهایی در درونم، که لحظه های زیادی از من گرفتند که لحظه های زیادی دنیا را از من یا مرا از دنیا ،لحظاتی که در خواب هم بود...
تو فکر کن ظرف میوه رو گرفتی جلو عمه جان ،عمه جان دارن حرف میزنن بعد چون یک بعدی ان نمیتونن تمرکز کنن کدوم میوه رو بر دارن
تو فکر کن به مامانت بگی مامان من دیگه حوصله ندارم میرم اتاقم.مامانت بگه:پس مهمون اومد کی تعارف کنه؟
تو فکر کن مهمونتون بچه کوچولو داره بعد ظرف میوه رو گرفتی جلوش این بچه قدرت تصمیم گیری اش پایینه فرصت زیادی میخواد
تو فکر کن مهمونتون بچه کوچولو سنگین وزن داره بعد این بچه هی دستاش رو سمت تو باز میکنه که بغلش کنی
تو فکر کن نصفه شب داری با خواهرت فیلم میبینی بعد در خوابی آرام فرو بری یهو با صدای خواهر جان که میگه:همیشه موقع فیلم دیدن میخوابی .بیدارشو فیلم ببین، بیدار شی
تو فکر کن موقع ناهار پدرت خیلی بی ربط بهت بگه:خیلی زشت شدی بچه بودی خوشگل بودی الان زشت شدی
................................
حالا فهمیدی چرا جغرافیا درس جذابیه؟
همه چیز را از خودم و خودم رها
یا
خودم را از همه چیز و همه چیز رها
نمیدانم
آدم ها ،با هم و تنها
هر مرد بزرگی در دامان یک زن متولد میشود
و
هر شهلا جاهدی در دامان یک ناصر محمدخانی
ننه کلثوم:پرنده؟
ماریانتوآنا: پـــــــــــــــــــــــــــــــر
ماریانتوآنا:قرقی؟
ننه کلثوم: پـــــــــــــــــــــــــــــــر
ننه کلثوم:دانشگاه ایران؟
ماریانتوآنا:دانشگاه ایران که پر نداره؟!!!
ننه کلثوم: داره، ماریانتوآنا خبر نداره.
.
.
نتیجه بازی:؟؟